۱۵ دی ماه سالروز تولد فروغ فرخزاد است.شاید بهتر بود این ترانه را در سالگرد فوت فروغ در وبلاگ قرار دهم.ولی خب...وبلاگ هم باید به روز می شد ! :
برای فروغ...عصیان،دیوارو...و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ش:
فروغ
توی کوچه باد رخوت ، آدما تندیس تکرار
ساعتا خوابیده روی اول دی ساعت چار
این روزا تموم مردم مومنن به فصل سرما
کو تولدی دوباره ؟! همگی اسیر دیوار
دارم از تو می نویسم ، تا تو یه ترانه راهه
وقتی که نوشتن از تو نه که جرم ، ولی گناهه !
ورقت می زنم از نو ، خیلی نزدیک ، خیلی دوری
حتی شعرای سپیدت این روزا تلخ و سیاهه
پری کوچیک غمگین دیو دریاهای دوره
ماهی علی کوچیکه خودشم اسیر توره
گفته بودی همه می رن جز صدا که موندگاره
بعد از اون صدا کشی ها همه دنیا سوت و کوره
مَثل زندگی ما : یه کتاب بدون فهرست
لذت عصیانو انگار هیچ کسی جز تو ندونست
حالا که قصه تموم شد با سکانس مرگ راوی
اون پیام تسیلت رو واسه ی روزنامه بفرست
.
.
.
فروغ کجاس؟!
خوابیده !
شاید که توی خوابش سیب طلا رو چیده
آهای ! تو که بیداری !
وعده ی ما همین جا
جرأت داری ؟! بسم الله !
شهریور ۱۳۸۶ - بجنورد
--------------------------------------------------------------------------------------------
۱.شاید این بار هم موفق نشوم به روز شدن وبلاگ را به اطلاع دوستان برسانم.به بزرگواری خودتان عفو کنید!
۲.مدت دو ماهی هست که با بخش ادب و هنر ماهنامه ی گزارش همکاری می کنم.مطلب من در شماره ی دی ماه این مجله را می توانید اینجا مطالعه کنید.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:20  توسط حمیدرضا عزیزی
|

