« سلامی به حافظ »
با سلامی به تو ای رند خراباتی مست !
شاعر قند بیانی که پس از صدها سال
گرد تاریخ بر آیینه ی شعرت ننشست
با توام پیر طریق !
با من گمشده ی خسته ی وامانده بگو
که هنوز آیا در دیر مغان
آتش طوری هست؟
من از این شهر جنون خیز سیه بیزارم
با خودم می گویم:
چه کس آورد « در این دیر خراب آبادم» ؟
خسته از حجم سکوتم اما
چه کنم؟
یکی از خیل همین مردم بی فریادم
گوش کن ، با تو حدیثی دارم
تا بدانی که چرا دلگیرم
من از این دوره ی بیداد گری
من از این وادی پست
...
حافظ ! از عشق مپرس
قصه های هوس و عشق دروغین ، امروز
قصه ی تکرار است
ما هم افسانه ی اسکندر و دارا نشنیدیم اما
قصه ی مهر و وفا نیز امروز
سخت بی بازار است
هر دلی
در پی آزار است
راستی یادت هست
که شعارت این بود:
« جانب عشق عزیز است ، فرو مگذارش » ؟!
شاعر عاشق دیروز ، امروز
شده نفرین همه ی اشعارش
گاه می اندیشم
شاید او حق دارد
آخر
در دوره ی تو
اندکی غیرت بود
ولی امروز، رقیب
هر شب از « کوچه ی معشوقه ی ما » می گذرد ، مست و خراب
غیرتی نیست در این کوچه و در دیوارش !
حافظ از شادی و از خنده ی مستانه مپرس
خاطرت هست آیا ؟
هر زمان که غم و اندوه زمان در کارت
گرهی می افکند
تو چنین می گفتی:
« خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم »
حال برخیز و ببین
که در میکده ها را بستند
همه اسباب طرب بشکستند
تا که از شادی خلق
خاطر غصه مکدر نشود !
در چهل گوشه ی شهر
محتسب ها بسیار
همگی گوش به زنگ
تا مبادا سخن از باده ی ناب
- ناب اینک نایاب -
اندکی خاطره ی شاعر بی خاطره را مست کند
یا که حتی در شعر
فارغ از هر چه که بود
هر چه که هست
کند
حافظ ! از سیر سلوک
حافظ ! از عارف شوریده مپرس
بینوا عارف شوریده ی مست
تکه نانی در دست
در ته کوچه ی تنهایی مرد
« گوهر مخزن اسرار » کجا ؟!
« پیر مغان » دیگر کیست ؟!
در خرابات مغان نور خدا را کشتند
از کسی پرسیدم
پاسخم داد که نورش
چشم را می آزرد
گاه می اندیشم:
اگر « آن یار کزو گشت سر دار بلند »
در میان ما بود
باز با صوت الهی
به تکرار
اناالحق می گفت ؟
حافظ ! از...
نه...دگر هیچ مپرس
سرزمینی که در آن عشق
شادی
و خدا
بی معناست
تو بگو
بیش از این جای چه پرسش دارد؟
اصلاً این دغدغه ها بی معناست
برو حافظ ! برو آسوده بخواب
برو خوش باش تو هم
که در این ویرانه
قحط گوش شنواست
چشم را باید بست
و همان طور که آن شاعر آگاه – مصدق – می گفت:
« فکر نان باید کرد
و هوایی که در آن
نفسی تازه کنیم »
تهران - آذر۱۳۸۵
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 19:54  توسط حمیدرضا عزیزی
|

